نگاهِ آفتاب

در جهان مدرن، همان‌گونه که از نامش پیداست، «نو بودن» یکی از ارزش‏‌های اساسی است؛ تا بدان حد که شاید بتوان قدیمی‌بودن، کهنه‌بودن و تکراری‌بودن را بدترین فضیحت و رسوایی در دنیای جدید به حساب آورد.

 

اکنون پرسش این است که چه تفاوتی هست میان نوخواهی مولانا و نوگرایی که مدرنیسم برای ما ارمغان آورده است؟ و آیا از دلِ میراث مولانا که واژه «نو» در آن بسیار پربسامد است، می‌توان راهی یافت برای رهایی از کسادی زندگی؟

در صحنه فکری ایران کنونی، تا جایی که به حوزه دین باز می‌گردد، سه جریان فکری قابل مشاهده است: 1. تفکر سنتی که نمایندگان آن عمدتاً مراجع تقلید و روحانیان سنتی‌اند؛ 2. نواندیشی دینی و 3. روشنفکری سکولار. در این میان، از منظر جریان‌شناسانه جریان چهارمی هم در حال شکل‌گیری است که به سبب شباهت آن با برخی جریان‌های مشهودتر تاکنون چندان به چشم نیامده است. این جریان چیزی در میانه تفکر سنتی و نواندیشی دینی به نظر می‌آید که آن را «نوارتدوکسی اسلامی فلسفی» (Philosophical Islamic new-orthodoxy) می‌نامم. نوارتدوکسی فلسفی به خلاف نواندیشان دینی دست به تجدیدنظر در فکر دینی نمی‌زنند، بلکه به «راست‌کیشی» (ارتدوکسی) اسلامی پای‌بند می‌مانند؛ با این حال، به خلاف راست‌کیشی سنتی، به فلسفه‌های جدید توجه دارند و می‌کوشند به «شبهات» جدید پاسخ دهند و علاوه برآن و مهم‌تر از آن می‌کوشند «ارتدوکسی» اسلامی را در پرتو فلسفه‌های جدید تقریری نو کنند، بی‌آنکه این کار به تجدید نظر در فکر راست‌کیشانه بینجامد.

No Internet Connection