اگر بخواهیم به ترتیب بگوییم، ابتدا ما سادهنویسی را داریم از ادبیات فولکلوریک و متون کهنمان. سادهنویسی هم بدین معناست که نویسنده یک داستان را بهعنوان مثال از کلیلهودمنه میگیرد و زبان مشکل و سخت آن را که حتی ممکن است برای بزرگسالان هم دشوار باشد به یک داستان روان حوزه کودک تبدیل میکند، مثل کاری که آقای آذر یزدی کرده است. بعد از سادهنویسی مرحله بازنویسی را داریم. در این مرحله قاعدتاً توان و قدرت نویسنده در ساخت و پرداخت داستان باید قویتر باشد. یعنی داستانی از کلیله و دمنه یا شاهنامه و یا هرمتن کلاسیک و فولکلور دیگری را گرفته به آن ساخت و پرداخت داستانی میدهد و روی صحنه و فضای داستان و شخصیتها بیشتر کار میکند.
مرحله بعد بازآفرینی است و آن به این معناست که شما آن متن کهن را دارید و حالا میخواهید اثری نو خلق کنید. فرضاً میخواهید در داستان شاهنامه، رستم سهراب را نکشد بلکه سهراب رستم را بکشد. این یعنی طرح داستان، شخصیتها، درون مایه و کلاً همه چیز به هم میریزد. حالا یا بستر این داستان در همان عرصه اسطورهها و متون کهن است و یا اینکه نه، شما یک بستر تازهای برای این کار انتخاب میکنید و داستان در امروز به سر میبرد. چه طرح داستان به آن روزگاران بیانجامد چه امروز، بههرحال بازآفرینی یک اثر مستقلی است که مربوط به نویسنده است و این نویسنده است که داستان را خلق میکند.
حال با این تفاسیر باید به سمتی برویم که این متون کهن را برای رده سنی کودک و نوجوان مناسبسازی کنیم. این مناسبسازی به توان نویسنده بستگی دارد. به باور من هیچ سوژه و طرحی وجود ندارد که برای گروههای سنی متفاوت لازم نباشد. اما این توان نویسنده است که آیا میتواند داستان عارفانه مولانا را به کودک خردسال انتقال دهد؟ در واقع این تکنیک و این انتقال، شرط است. بهعنوانمثال در داستان شازده کوچولو شما به ظاهر با رمانی نوجوانانه روبهرو هستید؛ اما این رمان بسیار پیچیده، سخت و سرشار از مفاهیم عرفانی و رمانتیک است که بسیاری از بزرگسالان نیز با آن ارتباط برقرار میکنند و نمونههای بسیاری وجود دارند که نویسنده توانسته مفاهیم تراژیک و پیچیده آنچنانی را برای کودکان برگردان کند.
اما مشکل اصلی ما در برگرداندن متون کهن به ادبیات امروز این است که معمولاً اغلب نویسندههای مبتدی، به سادهنویسی و بازنویسی روی میآورند. به همین دلیل ما نسخههای بسیاری از این سبک داریم.
این مطلب را در شمارۀ سوم مجلۀ نگاه آفتاب، بخش هفت اقلیم بخوانید.