نگاهِ آفتاب

نثر و نوشتار دراوج؛ ابراهیم موسی‌پور بشلی

رابطه استاد زنده یاد عبدالحسین زرین‌کوب و درک او از مولانا را به‌روشنی می‌توان در ده‌ها سطر از کتاب‌هایی که راجع‌به مولانا نوشته است یافت و در این زمینه نیازی به تفسیر و تاویل نیست.

 

زرین‌کوب وقتی از «اوج ناشناخته قله شعر صوفیه» سخن گفته و این قله را برای همیشه و «تمام قرون»، برای «تمام نسل‌های انسانی»، تسخیرناپذیر اعلام کرده (نک. جست‌وجو، ص 273)، جایی برای تفسیر و تاویل حرف‌هایش باقی نگذاشته است.

 

در میان آثاری که زرین‌کوب درباره تصوف یا به‌طور خاص درباره مولانا نوشته است، جست‌وجو در تصوف ایران و دنباله جست‌وجو شاهکارهایی هستند به‌سانِ همان قله دست ‌نیافتنی‌ای که زرین‌کوب درباره مولانا از آن سخن گفته بود و خود زرین‌کوب اینک به تنهایی بر فراز آن ایستاده است.

 

فشردگی نثر زرین‌کوب در این اثر چنان است که مثلاً شرح و تدریس یک جمله از کتاب دنباله‌اش (ص 81) برای من در یکی از ترم‌های دانشگاهی در درس تاریخ تصوف ایران در دانشگاه تهران، چند هفته‌ای وقت گرفت؛ از آن‌رو که زرین‌کوب در فصل سوم کتاب با عنوان «شیخ کبری و خلفایش»، در یک جمله دوازده‌سطری، زمینه و بافتار تاریخی و اجتماعی و دینی قرن ششم هجری را در خراسان مقارن ظهور نجم‌الدین کبری وصف کرده بود.

 

اکنون زبان فنی زرین‌کوب با توجه به ضعیف‌تر شدن روز‌به‌روز درک زبانی دانشجویان و دانشگاهیان، در جایگاهی قرار گرفته که باید برای فهمیدن درست آن و لذت بردن از آن، چونان یک آفرینش ادبی، سال‌ها زحمت کشید و در ادبیت و ادبیات و زبان و بیان، مهارتی تمام یافت وگرنه این که کسی بنشیند و تا ابد از ذوق و حلاوت و طعم و طرز سخن زرین‌کوب، قصه بگوید گوش کسی را شیرین نخواهد کرد.

 

متن کامل این نوشتار را در شماره سوم نگاه آفتاب بخش کارنامه بخوانید.

 

 

No Internet Connection