نگاهِ آفتاب

مرامنامه عشق و اتحاد؛ رحمان مشتاق مهر

مثنوی از جهت لفظ و معنا، متنی کاملاً هارمونیک و نمونه اعلای نظم و تناسب است. نکات باریک عرفانی و اخلاقی و حکایت‌‏ها و تمثیل‏‌های شیرین و خواندنی، دوش‌به‌دوش هم در متن پیش می‏‌روند و آسانی و روانی حکایات، دشواری و ناهمواری ظرایف و دقایق فکری و عرفانی آن را تعدیل می‏‌کند و به دادِ خواننده می‏‌رسد.

 

 

 مثنوی از آغاز تا پایان حکایت نامکرّر عشق است؛ عشقی که تبلورِ اشتیاقِ بی‏‌پایانِ آدمی است برای پیوستن به وطنِ آسمانی و اصلِ الهی خویش که از آن دور افتاده است؛ عشق برای رسیدن و پیوستن به مطلق، به کمال و به بی‏نهایت؛ عشق به مظاهر و آیات زمینی و این‏‌جهانی حضرت حق، که تجسّمِ زمینی و نمودِ مشهود جمال و جلال آن معشوقِ ازلی‏‌اند و در صدر آن‌ها عشق به انسانِ کامل و ولی حق و از جمله عشق به شمس تبریزی که برای مولانا تجلّی کاملِ عشق الهی بود.

 

این مطلب را در شماره سوم مجلۀ نگاه آفتاب، بخش جستار بخوانید.

 

 

No Internet Connection