نگاهِ آفتاب

ما غریبان فراقیم؛ همایون همتی

فیلسوفان وجودی، آدمی را موجودی تنها، محکوم، مضطرب، گسسته از اصل، غریب و آواره در این جهان می‌‌دانند. طبق دیدگاه فیلسوفان اگزیستانسِ الهی‌اندیش انسان موجودی است که از درگاه خداوند و بهشت رانده شده و محکوم به زندگی در جهان مادی شده است و حالیا اسیر محدودیت‌ها، بیگانگی‌ها و اضطراب‏‌های خود است.

 

او در این دنیا همواره با یأس و ناکامی روبه‏‌روست و در همه لحظات زندگی این حالات را تجربه می‌‌کند. فیلسوفان اگزیستانس این حالات را «وضعیت‌های مرزی» می‌‌نامند. وضعیت‌های مرزی مثل پیری و سالخوردگی، بیماری، ورشکستگی، ناکامی، فقر، یأس به اعتقاد آنان آشکارکنندۀ گوهر اصیل هستی‌اند.

 

دیدگاه غیردینی در میان فیلسوفان اگزیستانس نیز وضعیت بشری را طبق نظر خود تفسیر می‌‌کند. طبق این دیدگاه خدایی در کار نیست، عالم ماورا و جهان غیبی وجود ندارد، آدمی موجودی «پرتاب‏‌شده» در هستی است و این یکی از اصطلاحات کلیدی و مهم اگزیستانسیالیست‌ها است؛ پرتاب‏‌شدگی، افکندگی، انداختگی، به خودوانهادگی. یعنی این‌که هیچ‌گونه نظارت الهی و امداد الهی در کار نیست، زیرا اساساً خدایی وجود ندارد تا بر آدمی نظارت کند یا او را مدد رساند. هیچ مددی از غیب نمی‌‏رسد پس نمی‌‌توان توقع داشت تا به قول حافظ: «دستی از غیب برون آید و کاری بکند».

 

آدمی تنهاست و در برهوت این جهانِ فاقد نظم و شعور، یکه و تنها رها و پرتاب شده است. هدفی هم در کار نیست. جهان، هیچ معنایی از پیش خود ندارد. هستی و خلقت یکسره پوچ است پس آدمی خود باید به زندگی خویش معنا ببخشد زیرا نه خدایی و نه دینی در کار است که به آدمی راهی بنماید، دستگیری کند یا معنایی به زندگی او بدهد و از اینجاست که اگزیستانسیالیسم الحادی با نیهیلیسم و پوچ‌انگاری پیوندی استوار می‌‌یابد. جهان، غایتی ندارد و سخن گفتن از هدف جهان بی‌معناست زیرا خالقی در کار نیست و انسان یک سره تنهاست.

 

ملاحظه می‌‌شود که طبق تحلیل اگزیستانسیالیست‌ها از «وضعیت بشر» و نحوه پدیداری او در عرصه هستی، آدمی تنها و مطرود است و در هر حال تنهاست. اگزیستانسیالیست‌های الهی می‌‏گویند او یک «مطرود» است که از درگاه خداوند رانده شده و به زمین هبوط کرده و خداوند نظر عنایتش را از او برگرفته است و بی‌‏هیچ مددی از جانب خداوند در برهوت هستی رها شده است. دیگر امیدی به امداد غیبی یا عنایت الهی نمی‌‌تواند داشت. او همچون نی مولاناست که در دیباچه مثنوی ترسیم شده است.

 

متن کامل این نوشتار را در شماره سوم نگاه آفتاب بخش حکمت بخوانید.

 

 

No Internet Connection