نگاهِ آفتاب

مزایای تنهایی در هیاهوی نوگرایی؛ صبا فدوی

شاید انسانِ امروز گمان می‌کند که تنهاترین نسل از گونه خود است؛ در حالی‌که نسل‌های گذشته نیز به قدر او تنها بوده‌اند؛ ولی انسانِ معاصر بیشتر با روی ناخوشایند و منفی تنهایی آشناست و با لذّت «خلوت» بیگانه است، شکل مثبتی از تنهایی که در آن تنهایی به فرد تحمیل نمی‌شود بلکه او برای تأمل در جهان پیرامون و نیز جهان درونی خود، تنهایی و انزوا را آزادانه انتخاب می‌کند.

 

از نظر فلاسفه دوره باستان «خلوت کردن» فرصتی ارزشمند برای تفکر و جست‌ و‌جوی حقیقت است، در حالی‌که برای اندیشمندان قرون وسطی خلوت‌گزینی به‌معنی مراقبه و تقرّب جستن به خداوند بود. نگاهی که با ظهور نوگرایی تغییر یافت و از مفهوم باستانی آن هم بسیار فراتر رفت.

 

در سنت عرفانی اسلامی نیز به بحث خلوت‌نشینی و عزلت‌گزینی به تفصیل پرداخته شده است که مانند مفهوم قرون‌وسطایی «خلوت»، درون‌مایه‌ای مذهبی دارد و به معنی انقطاع از غیر و عبادت کردن خداوند است؛ ولی برخی از عرفا مانند ابوحامد غزّالی (د: 505ق) خلوت‌گزینی به‌منظور تفکر در اسرار عالم هستی و آفرینش دنیا و آخرت را در کنار ذکر خداوند ارزشمند دانسته‌اند (غزّالی، 1381: ج1، 435) و برخی نیز مانند مولوی (د: 572ق) آن را با تعمّق در احوال درونی پیوند داده‌اند و معتقدند تنهایی فرصتی برای روی آوردن به خود است:

 

من نخواهم شد ازین خلوت برون / زانک مشغولم به احوال درون

 

ادامه این مطلب را در شماره سوم مجله نگاه آفتاب، بخش حکمت بخوانید.

 

 

No Internet Connection