نگاهِ آفتاب

تنهایی ناممکن؛ حسن عشایری

انسان یک حیوانِ اجتماعی‌ است؛ موجودی ا‌ست هوشیار و اجتماعی. انسان در یک جنگل دوردست، تنها زندگی نمی‌کند، بلکه حیات او روی زمین و وابسته به‌ جمع است. بنابراین، ارتباط و تماس با جامعه برای حیات انسان ضروری‌ است.

 

 

فروید در کتابی با عنوان مدنیت و ملالت‌های آن به‏‌نیکی توضیح می‏‌دهد که چطور مدنیت و شهروندی و وضع اجتماعی انسان او را در وضعیت مقایسه خودش با دیگران قرار می‌دهد و انتظاراتی را از خودش و اجتماع شکل می‌دهد. اگر آن چیزی که می‌بیند، نخواهد و آن چیزی را که آرزو دارد، نتواند، برای او تعارضاتی در پی می‏‌آورد. این جاست که می‌توان بر این باور پافشاری کرد که تنهایی مسئله‌ای مربوط به بینش آدمی‌ است وگرنه به لحاظ اجتماعی و زیستی تنهایی بشر ناممکن است.

 

اگر انسان را از این منظر ببینیم، وضعیت او در سه سطح قابل بررسی است:

 

در سطح زیستی، که می‌توان گفت در این سطح هر انسان، موجودی یگانه است و چه بسا حتی دوقلوهای هم‏سان هم، یگانه‏‌اند. دو سطح دیگر انسان که سطوح روانی و اجتماعی هستند، بینش انسان را می‌سازند و همین بینشِ ماست که ما را از نظر ذهنی به‌جایی می‌رساند که احساس تنهایی کنیم. در این وضع، تجارب تلخ و از همه مهم‌تر تجربه میلیون‌سالی بشر در تکامل خودش مؤثر است.

 

ادامه این مطب را در شماره سوم مجله نگاه آفتاب، بخش حکمت بخوانید.

 

 

No Internet Connection